تبليغاتX
الو ، آخر دنیا ؟
محمود مردمی

بنرهای با کیفیت پایین، پوسترهای دو رنگ، پارچه نوشته های ارزان قیمت، تراکت های فوق کوچک، جمله های احمقانه توده پسند. . . محمود قصه ما فرقی نکرده. هنوز هم با وجود داشتن پست دوم مملکت، داد می زنه که رقیباش دارن در حقش ظلم می کنن، حقشو دارن می خورن، پول نداره خرج تبلیغات کنه، مافیا رو در روزهای آخر افشا می کنه و . . .

عکسا رو هم که می بینین انگشت اشاره ای به دور -بپا نره تو چشم الهام جون- بچه بغل سال دیگه سیزده بدر، نه محمود، اون چیز رو لولو برد. الان چند روز یه بار ویدیوی انتخابات قبلی رو می بینم. مگه مشکل مردم ما موی سر بچه هامونه؟ دوست دارم یادم نره چه جوری به شعورمون توهین کردی.

مافیا . . . تنها اسمی که سه سال پیش بردی بعنوان مافیا و کسی که وام گرفته پول نداده رو مجبور شدی دو هفته بعد بهش جایزه صادرکننده نمونه سال بدی. فاز ۲۰۰ پارس رو هم می خوای از فاز ۲ و ۳ لوله بکشی بدی هوا جلوی دوربینای صدا و سیمات؟

صدا و سیما؟ فقط جفتک و چارگوش نرمش صبحگاهی مونده که توش از دستاوردهای ۴ساله مشعشعانه ات حرف بزنی.

فیلم تبلیغاتی؟ جزایز قمر؟ پالائو؟ سنت وینسنت؟ گواتمالا؟ گیر آوردی مارو؟ اون دستگاه دیالیزی که نمی تونیم وارد کنیم از کدوم یکی از این کشورا می خوای وارد کنی؟ بعضی از این کشورا جمعیتش اندازه کرج خودمون هم نیست.

محمد عزیزم، قربون بابا، بی خیال شو، دیکته گفتن و هورا کشیدن بسه. سیب زمینی و تراولهای ۵۰هزارتومنی هم جواب نمی ده.

نوشته پراکنده ای شد. گاف های محمود عزیزم بیش از این هاست و احساسی که از شنیدن سخنرانی های دیکته ایش بهم دست می ده وصف ناپذیر.

ملت، مردم، رفقا، تحریمی ها، مشروعیت زداها، برادرا، خواهرا، مهرنخورده ها، وطن طاقت یه چهار سال دیگه رو نداره. فقط رای بدیم تا دیگه هیچ محصولی نتونه بپیچونتش

تهران این روزها سبز سبز است.

شاید بشه با ایسن سبز، رنگ قهوه ای این چهار سال رو پاک کرد. می شه؟

 

+ نوشته شده توسط امیر براندو در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 2:35 قبل از ظهر |

سال نو مبارک. وقتی وبلاگمو نگاه می کنم می بینم امسال چند تا پست بیشتر نداشتم. یادش به خیر اوقاتی که زندگیم وبلاگم بود. خوب یا بدشو نمی دونم. شاید تقصیر برایان تریسی باشه، تقصیر آرزوهام و یا تقصیر فردایی که برای خودم تصویرکردم.

امسال که گذشت سال عجیبی بود. من و خاتمی هر دومون نامزد کردیم، اون انصراف داد ولی من عروسی کردم. اوباما اومد که می گن ریشه ایرانی داره-به جان خودم توی یه مجله خوندم- حتی می گن الیزابت تایلور و مارتین لوترکینگ هم بچه شهر ری بودن. در کل ما ایرانیا خودمونو خیلی قبول داریم. امسال بی بی سی فارسی و ام بی سی فارسی اومدن. امسال باز هم رئیس جمهور کارای عجیب و غریب کرد. امسال ماهواره فرستادیم بالا. هسته ای شدیم. امسال بازم گفتیم دریغ از پارسال. امسال بچه های اسرائییلی روبمباشون پیام نوشتن برای بچه های غزه. امسال . . . اینم سالی بود.

کارت تبریک بالا رو می بینین. امسال تو برنامه های عید جمله سال نو مبارکش رو دیدم که گذاشته بودن زیرنویس برنامه و سبزه و تخم مرغاشم توی تبلیغ یکی از بانکها بود. این کپی رایت عجب چیز بی مزه اییه.

این سال که گذشتو دوست داشتم. ۴ آذرش خاطره انگیزترین تاریخ زندگیمه. حالا تو خونه ای زندگی می کنم که جزء به جزء اونو با کلی انگیزه ساختیم. خوبه. امیدوارم واسه همه پیش بیاد.

بازم سال نو مبارک. زیاده عرضی نیست. فداتون بشم الهی.

+ نوشته شده توسط امیر براندو در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 و ساعت 6:8 بعد از ظهر |
ای نامه که می روی به سویش، از جانب من بزن تو گوشش

تقریبا دو ماه مرگبار رو پشت سر گذاشتم. عروسی که قرار بود هفت هشت ماه دیگه برگزار بشه افتاد ۴۰ روز دیگه و چه گذشت بر من و رستم و دیو سپید. تالار، گل عروس، گل دوماد، خواننده، آیینه، عکاس، ماشین عروس، میوه،شمعدون، تلویزیون، رنگ منزل جدید، فرش، میز، کامپیوتر، کارت دعوت، دمپایی پاره و روحی قراضه و . . .

به هرحال هرچه بود گذشت. و هم اکنون سر خونه زندگیم هستم و این حرفا.

در اینجا جا داره تشکر کنم از پدر و مادر عزیزم که مشوق من بودن، همسر مهربان و فداکارم، مربیای زحمتکشم، خانواده محترم رجبی، ریاست محترم جمهور که با اقدامات قشنگشون، همینطور دوستانی که با یه تلفن، یا با حضورشون مجلس ما رو رونق بخشیدن و دودرمون نکردن، و نیز از آل پاچینوی عزیزم که تبریک قشنگش شب عروسی خیلی شادم کرد. مرسی آل، مرسی همه حضارین! محترم، مرسی خودم و مرسی شاخ غول.

احتمال قریب به یقین به محض بهبودی جای زخمها و بخیه های ناشی از مراسم فوق الذکر مراجعتی شکوهمندانه خواهیم داشت.

تکلمه: حتما شنیدین، رئیس جمهور محترم، مردمی و مهرورز در خواب می بینن که یه گاو لاغر ۷۰ میلیون خر رو می خوره. از یوزارسیف می پرسن. ایشون تعبیر می کنند که دوباره رئیس جمهور می شن. یعنی می شن؟

به قول برو بچز فرانکفورت : ایش ل ب دیش

+ نوشته شده توسط امیر براندو در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 2:19 قبل از ظهر |
سلام

من 3تا پرچم دارم 6 متری میخوام 3 جای تو تهران نصب بشه این کارو برام انجام میدین هزینه اش رو به من بگین واین امکان وجود دارد مثلا یک جا بالای تهران یکی میدان آزادی متنی که نوشته شده یک بیت شعر برای امام زمانه فقط سریع بگین می شه یا نه ومبلغ برای نصب؟

با تشکر
هوشیار
----------------------------------------------------------------------------------------
متن فوق به ایمیل اینجانب ارسال شد. نمی دونم رو پیشونی تبلیغات چی جماعت چی نوشتن که همه فکر می کنن آرررره! رها تعریف می کرد ماجرای چند تا از تبلیغاتی های شهرستانی رو که گذارشون افتاده بود به وزارت اطلاعات. سر همین ایمیل ساده. بعدش یه سفارش مسعود جون خوش اومدی و چار روز بعد که پوسترو می زدی در و دیفال شهر می فهمیدی که غرض از مسعود جون! تولدت مبارک، مسعود رجویه و خر بیار و باقالی بار کن و باقی قضایا!

الف) ما مزدوج شدیم مکررا. مبارک بادا.
ب) خوش تیپ می باشیم (البته که حرف تازه ای نیست)
ج) شهروند امروز بخرین بخونین، تعطیلش می کنن افسوسشو می خورینا، از ما گفتن.
د) خسرو رفت، حیف شد، نازنین مرد خوش صدا و سیمایی بود. روحش شاد.
ه) نداریم.
و) طرح اقتصادی رئیس جمهور (اینو بابت مزاح و اینکه دور هم باشیم نوشتم و قصد دیگه ای نداشتم)
ز) مرسی MBC
ح) مرگ بر آمریکا کماکان حتی در حال مذاکره
ط) دیگه ندارم.

خدافظی
+ نوشته شده توسط امیر براندو در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 2:29 قبل از ظهر |

برای همه سالی پر از هرچی که دوس دارن آرزو می کنم.
شاد باشید.
+ نوشته شده توسط امیر براندو در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 12:57 بعد از ظهر |
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar