سلام
من که بطرز مرگباری مشغول . . . (از اسرار طبقه بندی شده است) و کسب مادیات هستم. به هر حال شب عید است و حال و حول و عیش و طرب بر جماعت تبلیغات چی مستولی، ولی . . .
امشب تلویزیون ترکوند و گوشه هایی از دادگاه خسرو گلسرخی در سال ۵۲ پخش کرد. عجیب بود. حیرت آور. اینکه آدمی سرنوشتش رو تو دو قدمی اش ببینه و به اون آگاه باشه و اینقدر خونسرد برخورد کنه و محکم باشه! حیرتا! گلسرخی مارکسیست-لنینیست بود. ولی معتقد به عاشورا، به حسین و به علی بود. به عنوان نجات بخش خلق. نه بعنوان مظلوم که این ایام واسش آرایش کردیم، تیپ زدیم، عشوه اومدیم، بوق زدیم، ترکوندیم، خوردیم و هزار کار نکرده رو تموم کردیم. بیخود نیست وقتی از خواهرم می پرسم جای پوستر چه گوارای من تو اون سالها چی رو دیوار اتاق جوونا بوده می گه گلسرخی. یه امت وقتی شروع به پوسیدن می کنه که مرداش یادشون بره مرد هستن و زناش کنج عافیت رو به آغوش بکشن.
پشت بندش رحیم پور ازغدی اومد. مرتیکه . . .، . . .، . . .، . . . و . . . (به جای اینا هر رقم فحشی حال کردین بذارین). گفت مگه می شه جز با اسلام و مکتب تشیع مبارزه کرد؟ گفت از اینکه ایدئولوگ های مارکسیست قبل از انقلاب قد خر نمی فهمیدن. جوون بودن و چار تا جزوه خونده بودن. خوب جهنم، گلسرخی توشون امام حسین رو قبول داشته. چون چاره ای نداشته. چون با تفکر ماتریالیستی نمی شه مبارزه کرد برای مردم. طبق فرمایش ایشون احتمالا تمام انقلابیون چپ و ضدامپریالیست دنیا، شیعه چهارده امامی بودن و ما خبر نداشتیم.
به هر حال یه نمره مثبت برای نمایش گلسرخی صدا و سیما و یه نمره منفی برای حرکت بعدش.
برداشت فلسفی: فلسفه مزخرفترین چیز دنیاست.
برداشت منطقی: ارتباط آقای گودرزی و خانوم شقایقی در تمام سطوح جامعه و در کمال بی ناموسی همینجور روندی در جریان می باشد.
برداشت آزاد: نداریم.
خدافظی

