تبليغاتX
الو ، آخر دنیا ؟
محمود مردمی

بنرهای با کیفیت پایین، پوسترهای دو رنگ، پارچه نوشته های ارزان قیمت، تراکت های فوق کوچک، جمله های احمقانه توده پسند. . . محمود قصه ما فرقی نکرده. هنوز هم با وجود داشتن پست دوم مملکت، داد می زنه که رقیباش دارن در حقش ظلم می کنن، حقشو دارن می خورن، پول نداره خرج تبلیغات کنه، مافیا رو در روزهای آخر افشا می کنه و . . .

عکسا رو هم که می بینین انگشت اشاره ای به دور -بپا نره تو چشم الهام جون- بچه بغل سال دیگه سیزده بدر، نه محمود، اون چیز رو لولو برد. الان چند روز یه بار ویدیوی انتخابات قبلی رو می بینم. مگه مشکل مردم ما موی سر بچه هامونه؟ دوست دارم یادم نره چه جوری به شعورمون توهین کردی.

مافیا . . . تنها اسمی که سه سال پیش بردی بعنوان مافیا و کسی که وام گرفته پول نداده رو مجبور شدی دو هفته بعد بهش جایزه صادرکننده نمونه سال بدی. فاز ۲۰۰ پارس رو هم می خوای از فاز ۲ و ۳ لوله بکشی بدی هوا جلوی دوربینای صدا و سیمات؟

صدا و سیما؟ فقط جفتک و چارگوش نرمش صبحگاهی مونده که توش از دستاوردهای ۴ساله مشعشعانه ات حرف بزنی.

فیلم تبلیغاتی؟ جزایز قمر؟ پالائو؟ سنت وینسنت؟ گواتمالا؟ گیر آوردی مارو؟ اون دستگاه دیالیزی که نمی تونیم وارد کنیم از کدوم یکی از این کشورا می خوای وارد کنی؟ بعضی از این کشورا جمعیتش اندازه کرج خودمون هم نیست.

محمد عزیزم، قربون بابا، بی خیال شو، دیکته گفتن و هورا کشیدن بسه. سیب زمینی و تراولهای ۵۰هزارتومنی هم جواب نمی ده.

نوشته پراکنده ای شد. گاف های محمود عزیزم بیش از این هاست و احساسی که از شنیدن سخنرانی های دیکته ایش بهم دست می ده وصف ناپذیر.

ملت، مردم، رفقا، تحریمی ها، مشروعیت زداها، برادرا، خواهرا، مهرنخورده ها، وطن طاقت یه چهار سال دیگه رو نداره. فقط رای بدیم تا دیگه هیچ محصولی نتونه بپیچونتش

تهران این روزها سبز سبز است.

شاید بشه با ایسن سبز، رنگ قهوه ای این چهار سال رو پاک کرد. می شه؟

 

+ نوشته شده توسط امیر براندو در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 2:35 قبل از ظهر |
همه جای دنیا کاندیداهای انتخابات برنامه ها، اهداف، راهکارها و مقاصدشون رو به مردم اعلام می کنن. این دوره احمقانه ترین تبلیغات انتخاباتیو دیدم. این یکی از اون شاهکارهاست، یک سوء استفاده شیک از نام شهدا. راستی جای مهر روی پیشونی رو فراموش نکنین. جدیدا واسه عکسای انتخاباتی لازمه.




نزدیک محل کارم میدون فلسطین توی صف ایستاده بودم. کمی اونورتر حاجیلو گزارشگر تلویزیون داشت بالا و پایین می پرید و الکی شلوغ می کرد. دونه دونه توصف داشت میومد جلو. نگاه گذرایی کرد به من (کمی موهامو سرخپوستی بسته بودم آخه) اشاره کردم که نه، یعنی مصاحبه نمی کنم. ندید. در موردوظیفه ملی، مذهبی و سربلندی ایران و هیکل ورزشکاری و قد بسکتبالیستی چند نفر قبل من پرسید تا رسید به من. پرسید چرا رای می دین، لال شم یه کلمه گفتم از روی ناچاری! به شکلی حرفه ای داد زد هل ندین، هلم داد و رفت سراغ نفر بعد و کمی دیگه مصاحبه گرفت. چشمتون روز بد نبینه:
تو گوه می خوری میای رای می دی، بیشعور، تو برنامه زنده این چه حرفیه می زنی، احمق، کی به تو گفته رای بدی، گمشو برو بیرون.
شنفتم و چیزی نگفتم. گفتم تموم می شه. ده دقیقه داشتم اسامی کاندیداها رو می نوشتم که اومد سراغم. عذرخواهی کرد و گفت ببخشین داد زدم، ولی نباید این کارو می کردی، نمی دونم برای من بد می شه و یه سری حرفای دیگه. ماچش کردم و نوشتم برگه مو اومدم بیام بیرون، گفتن شناسنامه شما رو گرفتن برین پشت لطفا، حاج آقایی (30 سال نداشت به خدا) گفت شما باید بمونی از مرکز بیان باهات صحبت کنن، دیدم ای بابا، رشته سر دراز داره. ایستادم کمی . . . . خلاصه با وساطت رئیس شعبه و اینا رسوندن شناسنامه ام رو ما هم فلنگو بستیم. بعدش بچه ها زنگ زدن متفق القول گفتن خیلی احمقی که تو برنامه زنده همچین چیزی گفتی.
من اصلا نمی دونستم مملکتمون یه جرایی کره شمالیه، فکر می کردم می تونیم حرفمو بزنم، نشد، حرفم اینه، ما ناچاریم، ناچاریم رای بدیم، همه اونایی که نشستن خونه و رای ندادن، تحریمی ها، منتقدها، تنها کاری که کردن این بود که کاری نکردن. رای ندادن یعنی کاری نکردن. داشتن دوتا پیرموذن و گرامی مقدم و اعلمی توی همین مجلس هم غنیمت بود. آدم اگه می خواد حرفی بزنه، چیزی رو عوض کنه یا نظری داره که می خواد برسه به گوش مدیران مملکت، راه دیگه ای نیست باید رای بده.
من از مجلس هفتم راضی نیستم، پس رای دادم.

راستی اینبار اگه کلاهم بیفته نزدیک جایی که دارن مصاحبه کنن، نمی رم بردارم.

من نه قصد زدن مشت محکم به دهان کسی داشتم، نه قصد تایید دستاوردهای هسته ای و نه هیچ چیز دیگه، فقط می خواستم نظرم رو بگم. همین.
+ نوشته شده توسط امیر براندو در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 11:0 بعد از ظهر |


نام: راحله (رها) نام خانوادگی: عسگری زاده اتهام: اقدام علیه امنیت ملی
شغل: عکاس، طراح گرافیک
ویژگی ها: همیشه معترض، احساساتی، اغلب اوقات دارای حسن نیت، بسیا ر پرتحرک(احتمالا دارای میخ در قسمتی از بدن)، به شدت فعال حقوق زنان، ذاتا هنرمند
دارایی ها: خواهر بزرگتر (این بزرگتری رو جلوی دادگاه انقلاب وقتی رو پنجه پا بلند می شد تا لحظه ای دیدن خواهرشو از دست نده و صدای ضربان قلبش رو می تونستی بشنفی فهمیدم)، مهران(بدون توضیح اضافه)، دوربین عکاسی کانن خفن، تعداد زیادی دوست همیشه آماده به رزم کمپینی،
==============================================
نام: نسیم نام خانوادگی: خسروی اتهام: اقدام علیه امنیت ملی
شغل: فیلمساز
ویژگی ها: شدیدا مقتدر در کار، فراوان بی شیله پیله، مقدار بسیار زیادی غمخوار، محتوی ایده های بکر برای ساخت همه رقم فیلم بصورت آنلاین، همیشه لبخند بر لب، ذاتا هنرمند
دارایی ها: شوهر احساساتی و دارای نوع خاصی از دمپایی، رک گویی در حد مرگ، تعداد زیادی دوست همیشه آماده به رزم کمپینی.


اگر می خواین بدونین چی به سر این دوتا اومده این لینک رو مطالعه کنین. هرچه بر این دوتا گذشته رو مفصلا شرح داده. البته که تو این گزارش های رسمی جایی اشک های بعضی از ما، نگرانی ها، بیدارخوابی ها، عصبانیت ها و احساسات ترک خورده ما رو نمی بینید.

ماجراهای نسیم و رها
این عکس رو هم به طریقی از گوشی پروین اردلان کش رفتم. این دست دو تا سارق مسلح نیست. اینا رها و نسیم هستن که با جمع آوری امضا اون هم توی پارک داشتن ارکان امنیت ملی رو دچار رعشه می کردن.



این عکس هم بخشی از خاطرات تعقیب (قسمت پنجم-از وزرا تا دادگاه انقلاب) می باشد. واضح نیست. دروغ چرا، جیگرشو نداشتم دوربین و زیاد بالا بیارم و از نزدیک عکس بگیرم.
.


اینم یه عکس از رها که خیلی دوس دارم:



اعترافات:
اینجانب امیر هوشمند دارای سابقه دوبار گرفتن امضا از جواد رضویان، یک بار کیهان ملکی، یک بار علی انصاریان (البته در عنفوان جوانی)، یک بار امضای عقدنامه و تعدادی جعل امضای پدرم در ایام تحصیل برای رهایی از تنبیهات بابت نمرات غیردرخشان می باشم. اینجانب تصمیم دارم با توجه به حساسیت روزافزون امنیت ملی به امضا به سرعت خود را به دادسرای انقلاب اسلامی معرفی و جمعی را از نگرانی برهانم.

استشهادات:
الف- رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان پس از شنیدن سخنان یک دانشجو که تقاضاهای مشابهی با اهداف کمپین داشت از بررسی این موارد توسط مراجع استقبال و حمایت خود را اعلام نمودند.
ب- رهبر انقلاب در آخرین فتوای خود: زنان از اموال غیرمنقول شوهر ارث می برند.
ج- تعدادی از مراجع عظام از جمله آیت ا... منتظری، آیت ا... صانعی و . . . حمایت خود را از تقاضاهای کمپین یک میلیون امضا اعلام نمودند.
د- تعدادی از نمایندگان زن مجلس در مصاحبه با مطبوعات بر عزم خود بر ارائه لایحه برای برابری دیه زن و مرد اعلام نمودند.
نظر به موافقت مراجع سه گانه فوق از نیروهای امنیتی و مسئولین سفت نمودن پایه های نظام تقاضا می گردد نسبت به ارشاد افراد فوق اقدام فرمایند.

اعتراضات:
من به شدت هرچه تمامتر مخالف این قضیه کمپین می باشیده بودم. هم رها بعنوان همکاری گرافیستم که در یک محل کار می کنیم، و هم نسیم که با هم کار فیلمسازی کردیم و چندتایی هم پیش رو داشتیم دچار نصیحت های دوزاری خودم کرده بودم. ولی باید میان عمل و عکس العمل هماهنگی برقرار باشد. می دانم که هیچ کجای دنیا پاسخ جمع آوری امضا زندان و تهدید و وثیقه 20 میلیونی نیست. مگه در نهایت قصد این بچه ها چیه؟ این یک میلیون امضا قراره برسه به دست نمایندگان مجلس، رئیس قوه قضاییه و مقام رهبری تا بدونن عده ای چنین عقیده ای دارند. این که امنیت ملی رو وصل کنیم به چهار تا امضا، این که راجع به هر چیزی توهم توطئه داشته باشم، چه دردی دوا می کنه؟ مگه غیر از اینه که نسیم و رها متولدین بعد از انقلاب و پرورش یافته این نظام هستند. پس این همه داغ و درفش و تهدید برای چی؟ شک ندارم کسانی خواهند بود که تاوان اشک های ایران عسگری زاده، تنهایی خردکننده علی شوهر نسیم، و نگرانی های ما دوستای این دوتا رو خواهد داد
الملک یبقی بالکفر و لا یبقی بالظلم. . . . . می دونین این جمله از کیه؟

وبلاگ رها

امضای درخواست آزادی این دونفر



+ نوشته شده توسط امیر براندو در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:23 قبل از ظهر |

سیندرلا، یک صهیونیست نامرد

. . . در همین کارتون سیندرلا، از همصحبتی او با موشها استفاده شده است که در همه جا او را همراهی کرده و به او کمک می کنند. می توان گفت که در اینجا موش نمادی از اسرائیل است و بصورت حیوانی بی آزار و مهربان نشان داده شدهکه به دنبال راه حلی برای کمک به دیگران و . . .

. . . که در این کارتون این دشمن در کمین نشسته و همیشگی نیز یک گربه است که گربه نماد کسانی است که مخالف و ضد حزب اسرائیل می باشندو یکجاهایی مانع از فعالیت او می باشد که فعالیت اسرائیلی ها در این کارتون که ناد همان موش هستند در واقع . . .

. . . مشخصه او لباسی است به رنگ سفید و آبی باز و کشفهای بلورین و موهایی بلوند که نشانه کامل یک زن غربی است و . . . . و خود را از این طریق در معرض دید قرار داده و فجیع ترین کارها را از خود نشان می دهد و افکار دیگران را به بازی می گیرد.

مطالب بالا قسمتی از تحلیل فیلم سیندرلا توسط یکی از دانشجویان دانشگاه <...> بعنوان تمرین ارائه شده توسط استادشان<یکی از رفقای بنده> است. زبان من قاطر(درجه فجیعی از قاصر) از ارائه هرگونه توضیحی در مورد این شستشوی مغزی است.

لطیفه: بین سازمان سیا، موساد و وزارت اطلاعات ایران یک مسابقه می ذارن که یک خرس رو توی یک جنگل پیدا کنن. سیا بعد از یک هفته خرس رو میاره تحویل می ده. موساد بعد از سه روز خرس رو پیدا می کنه و کت بسته تحویل می ده. وزارت اطلاعات ایران بعد از دو ساعت یه روباه رو تحویل کمیته داوری می ده. می گن بابا این که روباهه. روباهه ناله کنان می گه کی گفته بابا! من خرسم!

یافتن هرگونه ارتباط <غیر جنسی لطفا> بین اون تحلیل و این لطیفه بلامانع می باشد.

شعار هفته: قبل از حل مشکلات عالم، مشکلات خود را دریابیم.

ترجمه شعار هفته: چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.

تفسیر شعار هفته: هرگونه برداشت سیاسی و شخصی از این مطلب برای عموم آزاد می باشد.

تقاضای هفته: احتیاج شدید به تعطیلی کاری و مسافرت کوتاه، فوری، فروشی.

+ نوشته شده توسط امیر براندو در چهارشنبه نهم خرداد 1386 و ساعت 2:23 قبل از ظهر |

حکم فریبا داوودی مهاجر، شکستن رکورد فروش فیلم کلاه قرمزی و پسرخاله توسط یک فیلم ارزشی، تصویب قطعنامه، آغاز عملیات محو فساد از کلیه نقط تهران، تعیین میزان دریافتی هر نفر از سهام عدالت، کل کل کیهان و اعتماد ملی، شکسته شدن رکورد تعداد کشته ها در یک روز در عراق دموکراتیک آزاد، جر دادن یقه توسط ایرانیان اکناف عالم به دلیل اکران سیصد همزمان با آبگیری سد سیوند، اکران مرد عنکبوتی 3 از اخبار مهم سال جدید تا امروز بود. و اما . . .


قبل از انتخابات
مگر مشکل مملکت ما چند تار موی دخترانمان است که این همه راجع به آن سوال می کنید. ما مشکلات بسیاری داریم که از این مهمترند.
پس از انتخابات
. . . (سکوت مطلق)


بله درست حدس زدید. اینها سخنان رئیس جمهور محبوب، مردمی، عدالت ورز و خفن ماست. ولی چرا عصبانیت؟ پس از حل مشکلات ایران با سازمان ملل، انگلیس، آمریکا، فرانسه، دانمارک، عراق، افغانستان، پاکستان، روسیه و دهها کشور دیگر، پس از حل مشکل قیمت گوجه فرنگی توسط میوه فروشان نارمک، پس از کشف انرژی اتمی، پس از آوردن نفت سر سفره مردم، پس از حل مشکل مسکن، بیکاری، فقر، اعتیاد، فساد اداری، مافیای نفتی، روزنامه نگاران خودفروخته، فعالین زن نامرد و هزار مشکل دیگه نوبتی هم باشه نوبت امنیت احتماعیه. پس بچاپانید دختران و پسران را در مینی بوس . . . چپاندنی!


حجاب


سهام عدالت
پس از محاسبات عدیده و مکاشفات عمیقه اعلام شد که سهم هر ایرانی از سهام عدالت ماهانه 33000 ریال یا 3300 تومان می باشد. در اینجا چند پیشنهاد برای حال و حول با این ثروت بادآورده ارائه می شود:
1- خرید سه بسته اولترا لایت وینستون
2- خرید 10 عدد اوربیت اوکالیپتوس
3- دو بار رفتن به سینما برای مشاهده فیلم جذاب، مفرح، خوش ساخت و ارزشی اخراجی ها
4- پیش خرید چند واحد از کندوی زبور عسل به عنوان خانه
5- و . . . (حتی باهاش نمی شه تو قرعه کشی بانک شرکت کرد اقلا خونه ای چیزی ببریم)


و اما من


خوبم. سرحال و کار می کنم. به جون مادرم انقدر مطلب هست واسه نوشتن چه کند بینوا هرچی سن آدم می ره بالاتر محافظه کار تر می شه.


شاد باشید


+ نوشته شده توسط امیر براندو در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:20 بعد از ظهر |

سلام

     من که بطرز مرگباری مشغول . . . (از اسرار طبقه بندی شده است) و کسب مادیات هستم. به هر حال شب عید است و حال و حول و عیش و طرب بر جماعت تبلیغات چی مستولی، ولی . . .

     امشب تلویزیون ترکوند و گوشه هایی از دادگاه خسرو گلسرخی در سال ۵۲ پخش کرد. عجیب بود. حیرت آور. اینکه آدمی سرنوشتش رو تو دو قدمی اش ببینه و به اون آگاه باشه و اینقدر خونسرد برخورد کنه و محکم باشه! حیرتا! گلسرخی مارکسیست-لنینیست بود. ولی معتقد به عاشورا، به حسین و به علی بود. به عنوان نجات بخش خلق. نه بعنوان مظلوم که این ایام واسش آرایش کردیم، تیپ زدیم، عشوه اومدیم، بوق زدیم، ترکوندیم، خوردیم و هزار کار نکرده رو تموم کردیم. بیخود نیست وقتی از خواهرم می پرسم جای پوستر چه گوارای من تو اون سالها چی رو دیوار اتاق جوونا بوده می گه گلسرخی. یه امت وقتی شروع به پوسیدن می کنه که مرداش یادشون بره مرد هستن و زناش کنج عافیت رو به آغوش بکشن.

     پشت بندش رحیم پور ازغدی اومد. مرتیکه . . .، . . .، . . .، . . . و . . . (به جای اینا هر رقم فحشی حال کردین بذارین). گفت مگه می شه جز با اسلام و مکتب تشیع مبارزه کرد؟ گفت از اینکه ایدئولوگ های مارکسیست قبل از انقلاب قد خر نمی فهمیدن. جوون بودن و چار تا جزوه خونده بودن. خوب جهنم، گلسرخی توشون امام حسین رو قبول داشته. چون چاره ای نداشته. چون با تفکر ماتریالیستی نمی شه مبارزه کرد برای مردم. طبق فرمایش ایشون احتمالا تمام انقلابیون چپ و ضدامپریالیست دنیا، شیعه چهارده امامی بودن و ما خبر نداشتیم.

به هر حال یه نمره مثبت برای نمایش گلسرخی صدا و سیما و یه نمره منفی برای حرکت بعدش.

برداشت فلسفی: فلسفه مزخرفترین چیز دنیاست.

برداشت منطقی: ارتباط آقای گودرزی و خانوم شقایقی در تمام سطوح جامعه و در کمال بی ناموسی همینجور روندی در جریان می باشد.

برداشت آزاد: نداریم.

خدافظی

+ نوشته شده توسط امیر براندو در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 و ساعت 11:32 بعد از ظهر |

نمی نوشتم. می دیدین؟ چرا؟ نمی دونم.

الانم مثل نود و نه و نیم درصد کاندیداهای انتخابات پیش رو براساس احساس وظیفه ملی - مدهبی -دینی - اجتماعی - سیاسی و غیره !! و فقط و فقط به قصد خدمت به خلق ا... می نویسم! حالا اگر برادران و خواهران عزیز کاندیدا با این نیت تا پیشونی می رن زیر بار قرض و منت و بدهی و غیره و تو پستشون قراره چه جوری بازپرداخت کنن خدا می دونه.

عزیزانم٬ دلبندانم٬ رفقا و غیره های خوبم٬ دفعه پیش یه سری با تصور اینکه اکبر شاه برنده است٬ یه سری به امید فروپاشی از درون!!!٬ و یه سری هم کلا ناامید رای ندادیم. حالا وضعیت بطور خلاصه اینه که مردم شبها نون و پنیر و اتم سق می زنن و به جای دوغ (این نوشیدنی اصیل ایرانی) نفت هورت می کشن. اینبار اشتباه گذشته رو نکنیم. رای بدیم. باور کنین که می شه. اوضاع از این بدتر هم می شه. حالا که رایحه خوش خدمت با تابلوهای هشت رنگ آنچنانی در کنار بوی الرحمن وضع اقتصادی مردم توامان بلنده بیایید انتخاب کنیم. یادمان نرود. حق گرفتنی است. والا حسین(ع) همچنان به طوافش گرد حرم ادامه می داد.

پیشنهاد من برای شما: لیست ائتلاف سراسری اصلاح طلبان . نجفی و مسجد جامعی و غیره. هنوز کمی از بوی یاس خاتمی توی این لیست شامه رو نوازش می ده.

دمش گرم این شماره: فعلا که اتفاقی نیفتاده. ولی از اینکه رئیس جمهور اون فحشای بی ادبانه رو شنید و تحمل کرد و (گویا) کسی دچار پیامد نشد حالشو بردم. واسه نشون دادن اعتراض راههای متمدنانه تری هم هست. واقعا فرقی هست بین هتاکان خاتمی در آخرین دیدارش با دانشجویان با کسانی که چند روز پیش تصاویر رئیس جمهور رو آتش زدند؟ لازمه دموکراسی پذیرش رای اکثریته. فعلا خوشحالم که رئیس جمهورم (حتی اگه من بهش رای ندادم) چنین اهل صبره.

+ نوشته شده توسط امیر براندو در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 1:11 قبل از ظهر |

دیشب صدای آمریکا دو تا مهمون داشت تو برنامه میزگردی با شما . اولی پرفسور نمی دونم چی چی استاد آمریکایی دانشگاه براون و دومی منوچهر گنجی ریاست گروه آزادیبخش ! درفش کاویانی .

نکات فراوانی رو از این برنامه یاد گرفتم :

۱- مهمان آمریکایی که زبون فارسی رو بعنوان یه زبون خارجی فرا گرفته بود حتی یک کلمه انگلیسی وسط صحبتاش نمی شنیدی . ولی آقای بهارلو مجری برنامه از هر جمله نصفش رو انگلیسی می گفت .

۲- بنا به اظهارات آقای گنجی خاتمی مسئول اتفاقات زیر است : وقتی به بچه های ما تریاک می دادن که برن رو مین ایشون مسئول تبلیغات جنگ بودن . در دوره ایشون در وزارت ارشاد بود که مراسم کتاب سوزان به پا می شد . در زمان ایشون قتلهای زنجیره ای اتفاق افتاد . در زمان ایشون در کوی دانشگاه بیش از ۲۰ نفر کشته شدن . در زمان ایشون زهرا کاظمی سرش خورد به یه جایی . و ما ملت همیشه در صحنه هم اسکلیم و اینا رو می نویسیم پای خاتمی !!

۳- مهمان آمریکایی از وجود سلیقه های مختلف و افکار گوناگون در ایران خبر داشت .

و . . .

جدا اگر کسی نشسته به امید امثال آقای درفش کاویانی تا بیاد براندازی نرم بکنه ما رو باید بگم ایشون از اوضاع داخل ایران به اندازه یک درصد اون آقا آمریکاییه باخبر نبود . بی خیال شیم . ایشون برن با همون درفششون حال کنن بهتره . اینکه چرا خاتمی می ره آمریکا و ده هزار نفر از مسلمونا واسه استقبالش جمع می شن بخاطر چهره رحمانیه که از اسلام نشون می ده . کاش آقا درفش و اینا بذارن دنیا بفهمه غیر از طالبان و بعث سوریه و جهاد اسلامی و بر و بچز بترکون اسلام نماینده دیگری هم داره .

به امید آن روز

موخره : دلم می خواست مجری برنامه رو خفه کنم از بس که بی طرفیش روندی آوار می شد سر خاتمی !

+ نوشته شده توسط امیر براندو در شنبه هجدهم شهریور 1385 و ساعت 11:6 قبل از ظهر |

۱- احمدی نژاد، بوش را به مناظره دعوت کرد : شرق - ۸ شهریور ۱۳۸۵

۲- آیت ا.. مشکینی ریاست مجلس خبرگان رهبری : حکومت ایران تنها حکومت مشروع جهان است : شرق - ۸ شهریور ۱۳۸۵

۳- حسین ا... کرم، رهبر سابق انصار حزب ا... و عضو ارشد نوسازی معنوی حزب ا...: در بحث فراماتریالیسم و پست وستفالیا ساختار حزبی چندان مورد توجه نیست : شرق - ۷ شهریور ۱۳۸۵

۴- و غیره . . .

شبهای برره تموم شد . ولی عنصر طنز توی خون ما ملت ایرانه . خداییش قبول ندارین . این یه جمله آخر آقای ا... کرم -با سوابق ایشون که انشا ا... آشنایید- جدا معرکه است . از بس که ایشون جدیدا با سواد شدن .

کم بود ؟ این یکی رو از همون آقایی که تیتر یک رو فرموده بودن داشته باشید : سال قمری سرشار از فیض آسمانی است . ماه های پرفضیلت، اعیاد، ایام سوگواری و . . . اما یکی از این روزها را در سال شمسی پیدا نمی کنید . تمام دارایی های آن یک نوروز است و قس علی هذا . . .

خدایا . این ملت طناز و خوش خوشان را از جمیع جهات و بلایا و غیره محافظت بفرما . بگو آمین .

+ نوشته شده توسط امیر براندو در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 0:16 قبل از ظهر |

اول- سلام.

دوم- شعبان جعفری مرد . به همین سادگی . شعبون بی مخ همون روزی مرد که توش سرنوشت یک ملت رو تا امروز به . . . کشیده بود . حیف فقط مرد . تاوان زخمی که به مرد مجروح روی برانکارد بیرون ساختمان دادگاه ارتش زد بیش از این ها بود . و دکتر با همون زخم در حال خونریزی جلوی جوخه آتش ایستاد٬ با فریاد از مرادش یاد کرد٬ به گلوله ها لبخند زد و . . . پر کشید . حیف . اون شهید حالا فقط یه خیابونه تو تهرون . مثل همت .

سوم- لیدا اومده بود ایران .با یه بچه تپل مپل . هزار بار یاد قدیما افتادم و وبلاگ بازیا . بمیرم . لیدا زیاد از اوضاع ایران خبر نداشت و پیشنهادات عجیب غریب می داد . فکر کنین . می خواست واسم زن بستونه. فکر کنین . اونم واسه من !

چهارم- اول مرغ بود یا تخم مرغ؟ همه فمنیستها خوشگلن یا خوشگلا باید فمنیست شن ؟ خوشگلا باید برقصن یا فمنیستها ؟ اندی تو بگو. تو این زمانه پر های و هوی لال پرست مملکتمون و تو این جایی که انسانها اصولا حق نفس کشیدنشون به شرط و شروطه . نماینده سابق مجلسش الان چند ماهه تو زندونه و خودشم نمی دونه چرا. دانشجوش به جرم چاپ عکسش تو یه مجله خارجی محکوم به اعدام می شه . یکی از بنیانگذاران سپاهش اونور آب تو صدای آمریکا مصاحبه های آنچنانی می کنه . زندانی توش می میره بدون اینکه معلوم شه چرا و هزار تا حرف دیگه به نظرم صحبت از حقوق پایمال شده زنان از اون حرفاست . مرد و زن ندارد . دهان همه را می بویند.

پنجم- مثل چند پست قبلترم بازم می گم جای امام خالی . نمی دونم اگر می دید اونی که قرار بود چی شده چی می گفت.

ششم- شیخ حسن نصرالله رو دوست دارم و آدم جیگرا داریه . با اگ . با باقی قضایاش کاری ندارم . ولی خوش . انتهای جنسه به قول برادران اهل بخیه.

هفتم - تظاهرات مردم تل آویو بر ضد جنگ یادمون نره . اگه به تلویزیون ما باشه که همه یهودیا دندونای نیششون درازه به قامت دراکولا . ولی یادمون نره اونا هم خیلیاشون مخالف رژیمشونن . این اسرائیل وقتی رو نقشه می بینمش منو عجیب یاد کهیر می اندازه . دیدن فیلم مونیخ اثر اسپیلبرگ رو اکیدا و شدیدا و لطفا به همه توصیه می کنم.

هشتم- صادق محصولی مشاور رییس جمهور شد . مرسی رئیس جمهور عدالت مدار.

نهم- شاد باشید.

+ نوشته شده توسط امیر براندو در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 2:17 بعد از ظهر |

یا سلام

   نظر به اينکه هر فرد ايراني بايد خفناک پيگير مسائل کشورش باشه و غير از هسته انرژي -که جایگاه خاصی در بعضی جاهای ملت ایران دارد-  اظهار نظر در مورد هر چيزي رو حق مسلم خودم مي دونم در مورد اين ماناي بدبخت کمي اظهار نظر مي نمايم .

   والله اين داداش کوچيکه من -باعث افتخارم در قرون و اعصار- مي گفت من تا اين جريان کاريکاتوريست ترکي پيش نيومده بود اصلا نمي دونستم نمنه يه کلمه ترکيه ! اصل مطلب همينه . يه سوسکي تو اين کاريکاتور بي تربيتي کرده . غلط کرده . بيجا کرده . آب به آسیاب دشمن ریخته . تشویش اذهان عمومی کرده . قبول . ولي مي خوام بدونم اگر اظهار بي اطلاعيش رو به زبون انگليسي بيان مي کرد هم تمام انگليسي زبوناي دنيا مي زدن بانکاي شهرهاشون رو مي ترکوندن ؟ حالا اين به کنار . ديگه دانشجوهاي اين مملکت ديگه چرا . بي غرض بودن اين کاريکاتور از صدر تا ذيلش مشخصه . زیر توصیفات محل زندگی سوسک رو خط کشیدن که چی منظورش آذری زبان هاست . اونم کی ؟ مانا . کاشکی کنترل مداری رو می آموختیم . من اصلا نمي فهمم اين همه داد و بيداد واسه چيه .

   البته اون همه کف و سوت واسه کاریکاتوریست دانمارکی و تشویقات عدیده واسه حمله و آتیش زدن سفارتخانه ها نتیجه اش همین می شه که ملت جوگیر تصور می کنن هر گردی گردوست و هر کاریکاتوریستی رو باید از بخش فوقانی بدن تا قسمت انتهایی اش جر داد .

   کلا تا اين دست مسائل هست خدا رو شکر چه نيازي هست به غور و تفحص که دولت عزيز به چه کاري مشغوله . پس دم هر چي مانا نيستاني و سوسکه گرم . من از همینجا -سه قدم اون ورتر از اونجا- اعلام می کنم که به قول ملت غیور قزوین : مانا نیستانی و کاریکاتوریست دانمارکی یکجا حق مسلم ما هستن و لاغیر .


و خلص من جميع المشکلات

+ نوشته شده توسط امیر براندو در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 3:40 قبل از ظهر |

     این روزا مشغول یک کار میکس هستم در مورد یه آزاده . باید یه سری عکس پیدا می کردم و یه سری فیلم و چند تا موسیقی مناسب حال و هوای کارم . خوب نتیجه اش این شد که الان ساعت چهار صبح دارم اینا رو براتون می نویسم .

     تابستون نزدیکه . بازم صحبت بگیر و ببند و مبارزه با بدحجابیه . این بار گویا سفت تر . تو این عکسا که می گشتم بعضی چیزا زخمیم می کرد . این عکسو ببینین . کار کاوه گلستانه :

عکس : مرحوم کاوه گستان

     می دونین فکر کردم نه این نوجوونا و جوونا رو خدا با کشتی نوح مستقیم از بهشت موعود فرستاده بود و نه این جوونای امروزی رو استکبار جهانی و اسرائیل غاصب با بویینگ یا سفینه فرستادن اینجا . فرقشون اینه که اون قبلیا مال کارخونه پهلوی بودن و اینا محصول مستقیم جمهوری اسلامی . لازم نیس عکسی از جدیدا بذارم . دخترایی که فقط اسما مانتو تنشونه والا با مایو دو تیکه فرقی نداره و هست فقط محض ستر عورت . علتش چیه ؟ چرا عکس امام اون روزا تو قطع سه در چار رو قلب جوونای عازم به جنگ بود و الان فقط یه سری نقاشی تو ابعاد خفن به دیوارای شهر ؟ مگه ماها محصول این نظام مقدس نیستیم ؟ پس این الگانسای سیاه برای چی ؟ خودتون بودین . نگین تهاجم فرهنگی که عقم می گیره .

     آخه یکی نیس بگه چی شد ؟ آقا سید علی به قول خودشون ٬ آقای خامنه ای به قول خودمون ٬ چی کار کردی با میراث امامتون ؟ به جون مادرم اگه فکر کنین عکس امام تو اتاقمه و فلان و اینا . نه . ولی خوب سنم قد میده که اون روزا رو یادم بیاد و دورزاریم میفته که یه فرقایی کرده . ولی چرا ؟ اگه قبلا هم منو خونده باشین دیدن بودار نمی نویسم . خوب رفیقام یه مدتی نبودن و رفتن جایی که نباید . حساب کار بیشتر هم دستم اومده . ولی  زور به همه جام اومده امشب .

     اشکالی نداره عزیزان . انرژی هسته ای حق مسلم ماست و هسته این انرژی هم که کماکان در یه جایی از ملت شریف ایران . مهم نیست . بتازین . بریزین تو مینی بوس . جواب یه عالمه احمد کاظمی و دومان که می سوزن و می میرن و شما به اگ تون هم نیست رو عمرا لازم نیس بدین .

     کاش یه روزی بشه دوباره تو شهر قدم زد . کاش یه روز دوباره آزاده توی فیلم من بتونه پاشو بذاره توی شهر . کاش یه روز دوباره مسجدا فقط واسه ختم نباشن . کاش یه کم . . . .

     حرفای فوق رو بذارین به حساب یه حال ناراحت . توروخدا ببخشین .

+ نوشته شده توسط امیر براندو در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 4:22 قبل از ظهر |
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin