<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>الو ، آخر دنیا ؟</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 12 Dec 2009 13:08:40 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>جای من کجاست؟</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;هر جا هست اینجا نیست. اینجا جای من نیست. جای خیلی هامون نیست. بذاریم اینجا رو برای کسایی که برای هزار تا کار کرده و نکرده شون ازمون طلبکارن. برای مقدس نماهای سابقا بسیجی. برای اونایی که کامنتاشون بوی منبر می ده. برای واعظ ها، برای علاقمندان به شمارشگر بازدید کننده ها، برای دوستای دیده و ندیده که رنگم کردن. برای فریب خورده ها و فریب دهنده ها. برای آدمای طلبکار. برای خریداران سهام که گاهی با دو خط شعری تو وبلاگشون روحشون رو جلا می دن. برای عاشقان دروغین ولایت. برای کندروها و تندروها. برای شمشیربدستان منتظر در گوشه محراب. برای صاحبان چشمهای تر از بوی پیاز و کباب. برای صاحبان تز کار، کار انگلیسه و متوهمین دچار شده به &quot;همه دشمن بینی&quot;. برای ذوب شدگان در چیزی که نیست. یزای غیرتمندان فلسطین نواز. برای همه آنهایی که ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رفتم. خداحافظ خاطرات خوب چندین ساله من. می نویسم. جایی که ناشناس بمانم و مرا با گفته هایم قضاوت کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خداحافظ دوستان.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 13:08:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=endesh&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>endesh</dc:creator>
<guid>http://endesh.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کمی مهربانی</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;یک برانداز مخملی&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs942.xs.to/xs942/09334/barandaz770.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اول- ایام منتهی به انتخابات ایام خوبی بود. دوست فعالی در یکی از ستادهای میرحسین می گفت اون روزها می شد همه رو دوست داشت. حتی احمدی نژادی ها رو. یادتونه؟ بحث های کنار خیابون. ارائه آمار و ارقام. شگفتی های ما از مناظره ها. یادمه از کنار یکی از ستادهای احمدی نژاد می گذشتم و یه نفر یه سی دی تبلیغاتی احمدی نژاد بهم داد. منم یه سی دی نود سیاسی دادم بهش. به هم لبخند زدیم و گذشتیم. بعدها اتفاقاتی افتاد. می دونیم همه. نمی دونم آیا باز هم می تونم به اون آدم لبخند بزنم یا نه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دوم- خشونت تاثیر خودشو می گذاره. تو عروسی یه آشنا بودیم. طبیعیه بحث سیاسی بود و این حرفا. پدر یکی از دوستام کلام رو ختم کرد. ما این انقلاب رو با شمشیر گرفتیم، شما هم اگه می خواینش باید با شمشیر بگیرین، باید خون بدین. پدر من هم مثل پدر دوستم تو تظاهرات ها بوده زمان انقلاب. تو ۵۰ سالگی جبهه هم رفته. تو دسته چک قبل از انقلابش هم اسمهایی دیدم که امروز باهاشون هیچ رقمه نمی شه فالوده خورد. مگه نمی گفتین انقلاب گل بر گلوله پیروز شد. چی به پدر دوستم حق می ده که حرف از خون و شمشیر بزنه. آیا ما انقلاب رو می خوایم؟ ارزشها؟ مقدسات؟ نه فقط رایمون رو می خواستیم. می دونین فکر می کنم مردم از هر طیف فکری بعد از این جریانها خشنتر شدن. خدا به خیر کنه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سوم- هر کسی هرکاری می تونست می کرد. از چسبوندن پوستر تا طراحیش، از گپ و گفت تا ارسال اس.ام.اس. این پیوند یه بازیه از یکی از همون آدما. یادش به خیر.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://bistodo.com/game.html&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00 size=3&gt;دربست سعدآباد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تا بعد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 13 Aug 2009 20:00:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=endesh&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>endesh</dc:creator>
<guid>http://endesh.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا باید بنویسم؟</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 334px; HEIGHT: 456px&quot; height=534 alt=&quot;عکس از: کارل وارنر&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs942.xs.to/xs942/09326/96534.jpg&quot; width=334 align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این دو ماه که گذشت روزهایی بود. واسه من. واسه تو. واسه همه ایران. مث اسب دنبال اینم که برم. کجا؟ مهم نیست. استرالیا، امارات، مالزی، افغانستان. جایی که اینجا نباشه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترس هم هست. اسمت و رسمت رو همه می دونن. دفعه های قبل و تو بگیر بگیرهای سابق نشون دادن که اسمتم می دونن. اگر چه می دونن کبریت بی خطری. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ازدواج هم هست. ترسوتر شدم. ولی می نویسم. جاهای دیگه هم می نویسم. جاهایی که نشناسن منو.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی خوب خونه ام اینجاست. چند ساله. چند سال. پس دوباره می نویسم. کار دیگه ای از دستم برنمیاد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و روز خبرنگار مبارک. هم واسه اونایی که دور از خونواده هاشونن واسه بیان عقیده شون و هم واسه اونایی که میرن ملاقاتشون واسه پخش حرفای اونا از بیست و سی. راستی کدوم اینا خبرنگارن؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا بعد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 09 Aug 2009 03:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=endesh&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>endesh</dc:creator>
<guid>http://endesh.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبلیغات مردمی</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;محمود مردمی&quot; hspace=0 src=&quot;http://i42.tinypic.com/349dirq.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بنرهای با کیفیت پایین، پوسترهای دو رنگ، پارچه نوشته های ارزان قیمت، تراکت های فوق کوچک، جمله های احمقانه توده پسند. . . محمود قصه ما فرقی نکرده. هنوز هم با وجود داشتن پست دوم مملکت، داد می زنه که رقیباش دارن در حقش ظلم می کنن، حقشو دارن می خورن، پول نداره خرج تبلیغات کنه، مافیا رو در روزهای آخر افشا می کنه و . . . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عکسا رو هم که می بینین انگشت اشاره ای به دور -بپا نره تو چشم الهام جون- بچه بغل سال دیگه سیزده بدر، نه محمود، اون چیز رو لولو برد. الان چند روز یه بار ویدیوی انتخابات قبلی رو می بینم. &lt;STRONG&gt;مگه مشکل مردم ما موی سر بچه هامونه؟&lt;/STRONG&gt; دوست دارم یادم نره چه جوری به شعورمون توهین کردی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مافیا . . . تنها اسمی که سه سال پیش بردی بعنوان مافیا و کسی که وام گرفته پول نداده رو مجبور شدی دو هفته بعد بهش جایزه صادرکننده نمونه سال بدی. فاز ۲۰۰ پارس رو هم می خوای از فاز ۲ و ۳ لوله بکشی بدی هوا جلوی دوربینای صدا و سیمات؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;صدا و سیما؟ فقط جفتک و چارگوش نرمش صبحگاهی مونده که توش از دستاوردهای ۴ساله مشعشعانه ات حرف بزنی. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فیلم تبلیغاتی؟ جزایز قمر؟ پالائو؟ سنت وینسنت؟ گواتمالا؟ گیر آوردی مارو؟ اون دستگاه دیالیزی که نمی تونیم وارد کنیم از کدوم یکی از این کشورا می خوای وارد کنی؟ بعضی از این کشورا جمعیتش اندازه کرج خودمون هم نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;محمد عزیزم، قربون بابا، بی خیال شو، دیکته گفتن و هورا کشیدن بسه. سیب زمینی و تراولهای ۵۰هزارتومنی هم جواب نمی ده. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوشته پراکنده ای شد. گاف های محمود عزیزم بیش از این هاست و احساسی که از شنیدن سخنرانی های دیکته ایش بهم دست می ده وصف ناپذیر.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ملت، مردم، رفقا، تحریمی ها، مشروعیت زداها، برادرا، خواهرا، مهرنخورده ها، وطن طاقت یه چهار سال دیگه رو نداره. فقط رای بدیم تا دیگه هیچ محصولی نتونه بپیچونتش&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تهران این روزها سبز سبز است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شاید بشه با ایسن سبز، رنگ قهوه ای این چهار سال رو پاک کرد. می شه؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 31 May 2009 23:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=endesh&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>endesh</dc:creator>
<guid>http://endesh.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو مبارک</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i44.tinypic.com/1zour2h.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سال نو مبارک. وقتی وبلاگمو نگاه می کنم می بینم امسال چند تا پست بیشتر نداشتم. یادش به خیر اوقاتی که زندگیم وبلاگم بود. خوب یا بدشو نمی دونم. شاید تقصیر برایان تریسی باشه، تقصیر آرزوهام و یا تقصیر فردایی که برای خودم تصویرکردم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امسال که گذشت سال عجیبی بود. من و خاتمی هر دومون نامزد کردیم، اون انصراف داد ولی من عروسی کردم. اوباما اومد که می گن ریشه ایرانی داره-به جان خودم توی یه مجله خوندم- حتی می گن الیزابت تایلور و مارتین لوترکینگ هم بچه شهر ری بودن. در کل ما ایرانیا خودمونو خیلی قبول داریم. امسال &lt;STRONG&gt;بی بی سی فارسی&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;ام بی سی فارسی&lt;/STRONG&gt; اومدن. امسال باز هم رئیس جمهور کارای عجیب و غریب کرد. امسال ماهواره فرستادیم بالا. هسته ای شدیم. امسال بازم گفتیم دریغ از پارسال. امسال بچه های اسرائییلی روبمباشون پیام نوشتن برای بچه های غزه. امسال . . . اینم سالی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کارت تبریک بالا رو می بینین. امسال تو برنامه های عید جمله سال نو مبارکش رو دیدم که گذاشته بودن زیرنویس برنامه و سبزه و تخم مرغاشم توی تبلیغ یکی از بانکها بود. این کپی رایت عجب چیز بی مزه اییه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این سال که گذشتو دوست داشتم. ۴ آذرش خاطره انگیزترین تاریخ زندگیمه. حالا تو خونه ای زندگی می کنم که جزء به جزء اونو با کلی انگیزه ساختیم. خوبه. امیدوارم واسه همه پیش بیاد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بازم سال نو مبارک. زیاده عرضی نیست. فداتون بشم الهی.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Mar 2009 14:37:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=endesh&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>endesh</dc:creator>
<guid>http://endesh.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آغاز دوباره</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>ای نامه که می روی به سویش، از جانب من بزن تو گوشش
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تقریبا دو ماه مرگبار رو پشت سر گذاشتم. عروسی که قرار بود هفت هشت ماه دیگه برگزار بشه افتاد ۴۰ روز دیگه و چه گذشت بر من و رستم و دیو سپید. تالار، گل عروس، گل دوماد، خواننده، آیینه، عکاس، ماشین عروس، میوه،شمعدون، تلویزیون، رنگ منزل جدید، فرش، میز، کامپیوتر، کارت دعوت، دمپایی پاره و روحی قراضه و . . . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به هرحال هرچه بود گذشت. و هم اکنون سر خونه زندگیم هستم و این حرفا.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اینجا جا داره تشکر کنم از پدر و مادر عزیزم که مشوق من بودن، همسر مهربان و فداکارم، مربیای زحمتکشم، خانواده محترم رجبی، ریاست محترم جمهور که با اقدامات قشنگشون، همینطور دوستانی که با یه تلفن، یا با حضورشون مجلس ما رو رونق بخشیدن و دودرمون نکردن، و نیز از آل پاچینوی عزیزم که تبریک قشنگش شب عروسی خیلی شادم کرد. مرسی آل، مرسی همه حضارین! محترم، مرسی خودم و مرسی شاخ غول.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;احتمال قریب به یقین به محض بهبودی جای زخمها و بخیه های ناشی از مراسم فوق الذکر مراجعتی شکوهمندانه خواهیم داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تکلمه: حتما شنیدین، رئیس جمهور محترم، مردمی و مهرورز در خواب می بینن که یه گاو لاغر ۷۰ میلیون خر رو می خوره. از یوزارسیف می پرسن. ایشون تعبیر می کنند که دوباره رئیس جمهور می شن. یعنی می شن؟&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به قول برو بچز فرانکفورت : ایش ل ب دیش&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 09 Dec 2008 22:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=endesh&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>endesh</dc:creator>
<guid>http://endesh.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسعود جون!</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سلام &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من 3تا پرچم دارم 6 متری میخوام 3 جای تو تهران نصب بشه این
کارو برام انجام میدین هزینه اش رو به من بگین واین امکان وجود دارد مثلا
یک جا بالای تهران یکی میدان آزادی متنی که نوشته شده یک بیت شعر برای
امام زمانه فقط سریع بگین می شه یا نه ومبلغ برای نصب؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با تشکر&lt;br /&gt;هوشیار&lt;br /&gt;----------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;متن فوق به ایمیل اینجانب ارسال شد. نمی دونم رو پیشونی تبلیغات چی جماعت چی نوشتن که همه فکر می کنن آرررره! &lt;a href=&quot;http://sign.blogsky.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;رها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; تعریف می کرد ماجرای چند تا از تبلیغاتی های شهرستانی رو که گذارشون افتاده بود به وزارت اطلاعات. سر همین ایمیل ساده. بعدش یه سفارش مسعود جون خوش اومدی و چار روز بعد که پوسترو می زدی در و دیفال شهر می فهمیدی که غرض از مسعود جون! تولدت مبارک، مسعود رجویه و خر بیار و باقالی بار کن و باقی قضایا!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف) ما مزدوج شدیم مکررا. مبارک بادا.&lt;br /&gt;ب) خوش تیپ می باشیم (البته که حرف تازه ای نیست)&lt;br /&gt;ج) شهروند امروز بخرین بخونین، تعطیلش می کنن افسوسشو می خورینا، از ما گفتن.&lt;br /&gt;د) خسرو رفت، حیف شد، نازنین مرد خوش صدا و سیمایی بود. روحش شاد.&lt;br /&gt;ه) نداریم.&lt;br /&gt;و) طرح اقتصادی رئیس جمهور (اینو بابت مزاح و اینکه دور هم باشیم نوشتم و قصد دیگه ای نداشتم)&lt;br /&gt;ز) مرسی MBC&lt;br /&gt;ح) مرگ بر آمریکا کماکان حتی در حال مذاکره&lt;br /&gt;ط) دیگه ندارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدافظی&lt;br /&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Jul 2008 22:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=endesh&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>endesh</dc:creator>
<guid>http://endesh.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو مبارک</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;img src=&quot;http://i31.tinypic.com/i6m2he.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;برای همه سالی پر از هرچی که دوس دارن آرزو می کنم.&lt;br /&gt;شاد باشید.&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 20 Mar 2008 09:26:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=endesh&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>endesh</dc:creator>
<guid>http://endesh.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ناچاری</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;همه جای دنیا کاندیداهای انتخابات برنامه ها، اهداف، راهکارها و مقاصدشون رو به مردم اعلام می کنن. این دوره احمقانه ترین تبلیغات انتخاباتیو دیدم. این یکی از اون شاهکارهاست، یک سوء استفاده شیک از نام شهدا. راستی جای مهر روی پیشونی رو فراموش نکنین. جدیدا واسه عکسای انتخاباتی لازمه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src=&quot;http://i25.tinypic.com/nbvy21.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نزدیک محل کارم میدون فلسطین توی صف ایستاده بودم. کمی اونورتر حاجیلو گزارشگر تلویزیون داشت بالا و پایین می پرید و الکی شلوغ می کرد. دونه دونه توصف داشت میومد جلو. نگاه گذرایی کرد به من (کمی موهامو سرخپوستی بسته بودم آخه) اشاره کردم که نه، یعنی مصاحبه نمی کنم. ندید. در موردوظیفه ملی، مذهبی و سربلندی ایران و هیکل ورزشکاری و قد بسکتبالیستی چند نفر قبل من پرسید تا رسید به من. پرسید چرا رای می دین، لال شم یه کلمه گفتم&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt; از روی ناچاری&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;! به شکلی حرفه ای داد زد هل ندین، هلم داد و رفت سراغ نفر بعد و کمی دیگه مصاحبه گرفت. چشمتون روز بد نبینه:&lt;br /&gt;تو گوه می خوری میای رای می دی، بیشعور، تو برنامه زنده این چه حرفیه می زنی، احمق، کی به تو گفته رای بدی، گمشو برو بیرون.&lt;br /&gt;شنفتم و چیزی نگفتم. گفتم تموم می شه. ده دقیقه داشتم اسامی کاندیداها رو می نوشتم که اومد سراغم. عذرخواهی کرد و گفت ببخشین داد زدم، ولی نباید این کارو می کردی، نمی دونم برای من بد می شه و یه سری حرفای دیگه. ماچش کردم و نوشتم برگه مو اومدم بیام بیرون، گفتن شناسنامه شما رو گرفتن برین پشت لطفا، حاج آقایی (30 سال نداشت به خدا) گفت شما باید بمونی از مرکز بیان باهات صحبت کنن، دیدم ای بابا، رشته سر دراز داره. ایستادم کمی . . . . خلاصه با وساطت رئیس شعبه و اینا رسوندن شناسنامه ام رو ما هم فلنگو بستیم. بعدش بچه ها زنگ زدن متفق القول گفتن خیلی احمقی که تو برنامه زنده همچین چیزی گفتی.&lt;br /&gt;من اصلا نمی دونستم مملکتمون یه جرایی کره شمالیه، فکر می کردم می تونیم حرفمو بزنم، نشد، حرفم اینه، ما ناچاریم، ناچاریم رای بدیم، همه اونایی که نشستن خونه و رای ندادن، تحریمی ها، منتقدها، تنها کاری که کردن این بود که کاری نکردن. رای ندادن یعنی کاری نکردن. داشتن دوتا پیرموذن و گرامی مقدم و اعلمی توی همین مجلس هم غنیمت بود. آدم اگه می خواد حرفی بزنه، چیزی رو عوض کنه یا نظری داره که می خواد برسه به گوش مدیران مملکت، راه دیگه ای نیست باید رای بده.&lt;br /&gt;من از مجلس هفتم راضی نیستم، پس رای دادم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;راستی اینبار اگه کلاهم بیفته نزدیک جایی که دارن مصاحبه کنن، نمی رم بردارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;من نه قصد زدن مشت محکم به دهان کسی داشتم، نه قصد تایید دستاوردهای هسته ای و نه هیچ چیز دیگه، فقط می خواستم نظرم رو بگم. همین.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Mar 2008 19:29:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=endesh&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>endesh</dc:creator>
<guid>http://endesh.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امنیت ملی</title>
<link>http://endesh.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 453px; height: 290px;&quot; src=&quot;http://i31.tinypic.com/kf5gl0.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نام: راحله (رها)            نام خانوادگی: عسگری زاده          اتهام: اقدام علیه امنیت ملی&lt;br /&gt;شغل: عکاس، طراح گرافیک&lt;br /&gt;ویژگی ها: همیشه معترض، احساساتی، اغلب اوقات دارای حسن نیت، بسیا ر پرتحرک(احتمالا دارای میخ در قسمتی از بدن)، به شدت فعال حقوق زنان، ذاتا هنرمند&lt;br /&gt;دارایی ها: خواهر بزرگتر (این بزرگتری رو جلوی دادگاه انقلاب وقتی رو پنجه پا بلند می شد تا لحظه ای دیدن خواهرشو از دست نده و صدای ضربان قلبش رو می تونستی بشنفی فهمیدم)، مهران(بدون توضیح اضافه)، دوربین عکاسی کانن خفن، تعداد زیادی دوست همیشه آماده به رزم کمپینی، &lt;br /&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;==============================================&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;نام: نسیم                   نام خانوادگی: خسروی               اتهام: اقدام علیه امنیت ملی&lt;br /&gt;شغل: فیلمساز&lt;br /&gt;ویژگی ها: شدیدا مقتدر در کار، فراوان بی شیله پیله، مقدار بسیار زیادی غمخوار، محتوی ایده های بکر برای ساخت همه رقم فیلم بصورت آنلاین، همیشه لبخند بر لب، ذاتا هنرمند&lt;br /&gt;دارایی ها: شوهر احساساتی و دارای نوع خاصی از دمپایی، رک گویی در حد مرگ، تعداد زیادی دوست همیشه آماده به رزم کمپینی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر می خواین بدونین چی به سر این دوتا اومده این لینک رو مطالعه کنین. هرچه بر این دوتا گذشته رو مفصلا شرح داده. البته که تو این گزارش های رسمی جایی اشک های بعضی از ما، نگرانی ها، بیدارخوابی ها، عصبانیت ها و احساسات ترک خورده ما رو نمی بینید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;5&quot; color=&quot;#ff0000&quot; style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(255, 0, 0); font-family: verdana,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.change4equality.com/spip.php?article1680&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;ماجراهای نسیم و رها&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;این عکس رو هم به طریقی از گوشی پروین اردلان کش رفتم. این دست دو تا سارق مسلح نیست. اینا رها و نسیم هستن که با جمع آوری امضا اون هم توی پارک داشتن ارکان امنیت ملی رو دچار رعشه می کردن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 336px; height: 252px;&quot; src=&quot;http://i32.tinypic.com/dentr5.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;این عکس هم بخشی از خاطرات تعقیب (قسمت پنجم-از وزرا تا دادگاه انقلاب) می باشد. واضح نیست. دروغ چرا، جیگرشو نداشتم دوربین و زیاد بالا بیارم و از نزدیک عکس بگیرم.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 383px; height: 287px;&quot; src=&quot;http://i29.tinypic.com/f1cspj.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;اینم یه عکس از رها که خیلی دوس دارم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 344px; height: 257px;&quot; src=&quot;http://i25.tinypic.com/24nk5z9.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;اعترافات:&lt;br /&gt;اینجانب امیر هوشمند دارای سابقه دوبار گرفتن امضا از جواد رضویان، یک بار کیهان ملکی، یک بار علی انصاریان (البته در عنفوان جوانی)، یک بار امضای عقدنامه و تعدادی جعل امضای پدرم در ایام تحصیل برای رهایی از تنبیهات بابت نمرات غیردرخشان می باشم. اینجانب تصمیم دارم با توجه به حساسیت روزافزون امنیت ملی به امضا به سرعت خود را به دادسرای انقلاب اسلامی معرفی و جمعی را از نگرانی برهانم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استشهادات:&lt;br /&gt;الف- رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان پس از شنیدن سخنان یک دانشجو که تقاضاهای مشابهی با اهداف کمپین داشت از بررسی این موارد توسط مراجع استقبال و حمایت خود را اعلام نمودند.&lt;br /&gt;ب- رهبر انقلاب در آخرین فتوای خود: زنان از اموال غیرمنقول شوهر ارث می برند.&lt;br /&gt;ج- تعدادی از مراجع عظام از جمله آیت ا... منتظری، آیت ا... صانعی و . . . حمایت خود را از تقاضاهای کمپین یک میلیون امضا اعلام نمودند.&lt;br /&gt;د- تعدادی از نمایندگان زن مجلس در مصاحبه با مطبوعات بر عزم خود بر ارائه لایحه برای برابری دیه زن و مرد اعلام نمودند.&lt;br /&gt;نظر به موافقت مراجع سه گانه فوق از نیروهای امنیتی و مسئولین سفت نمودن پایه های نظام تقاضا می گردد نسبت به ارشاد افراد فوق اقدام فرمایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعتراضات:&lt;br /&gt;من به شدت هرچه تمامتر مخالف این قضیه کمپین می باشیده بودم. هم رها بعنوان همکاری گرافیستم که در یک محل کار می کنیم، و هم نسیم که با هم کار فیلمسازی کردیم و چندتایی هم پیش رو داشتیم دچار نصیحت های دوزاری خودم کرده بودم. ولی باید میان عمل و عکس العمل هماهنگی برقرار باشد. می دانم که هیچ کجای دنیا پاسخ جمع آوری امضا زندان و تهدید و وثیقه 20 میلیونی نیست. مگه در نهایت قصد این بچه ها چیه؟ این یک میلیون امضا قراره برسه به دست نمایندگان مجلس، رئیس قوه قضاییه و مقام رهبری تا بدونن عده ای چنین عقیده ای دارند. این که امنیت ملی  رو وصل کنیم به چهار تا امضا، این که راجع به هر چیزی توهم توطئه داشته باشم، چه دردی دوا می کنه؟ مگه غیر از اینه که نسیم و رها متولدین بعد از انقلاب و پرورش یافته این نظام هستند. پس این همه داغ و درفش و تهدید برای چی؟ شک ندارم کسانی خواهند بود که تاوان اشک های ایران عسگری زاده، تنهایی خردکننده علی شوهر نسیم، و نگرانی های ما دوستای این دوتا رو خواهد داد&lt;br /&gt;الملک یبقی بالکفر و لا یبقی بالظلم. . . . . می دونین این جمله از کیه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://sign.blogsky.com&quot; style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;وبلاگ رها&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;a href=&quot; http://www.bekhon.blogfa.com/post-34.aspx&quot; style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;امضای درخواست آزادی این دونفر&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 Feb 2008 22:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=endesh&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>endesh</dc:creator>
<guid>http://endesh.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
